محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
6763
تاريخ الطبرى ( فارسي )
آن مكتفى وزير خويش ، عباس بن حسن را به سبب حسن تدبير وى در كار اين فتح خلعتها داد ، بشر افشينى را نيز خلعت داد . پنج روز رفته از شوال ، سر قرمطى موسوم به نصر را كه هيت را غارت كرده بود ، بر نيزه به بغداد آوردند . هفت روز رفته از شوال ، خبر به مدينة السلام رسيد كه روميان به قورس هجوم آوردهاند و مردم آنجا با آنها نبرد كردهاند كه روميان هزيمتشان كردهاند و بيشترشان را كشتهاند . سران بنى تميم را نيز كشتهاند و وارد شهر شدهاند و مسجد آن را سوختهاند و باقيماندهء مردم قورس را راندهاند . در اين سال فضل بن عبد الله هاشمى سالار حج بود . ( 130 پس از آن سال دويست و نود و چهارم درآمد . سخن از حادثات معتبرى كه به سال دويست و نود و چهارم بود از جمله آن بود كه ابن كيغلغ به آهنگ غزا وارد طرسوس شد . در آغاز محرم رستم نيز با وى برون شد - و اين غزاى دوم رستم بود - و تا سلندوا برفتند كه خدا فتح نصيبشان كرد و سوى آلس شدند ، نزديك پنجهزار كس به دستشان افتاد و از روميان كشتارى بزرگ كردند و به سلامت بازآمدند . دوازده روز رفته از محرم ، خبر به مدينة السلام رسيد كه زكرويه ، پسر مهرويه قرمطى ، از محل معروف به نهر مثنيه به آهنگ حج گزاران برون شده و به جايى رسيده كه ميان وى و واقصه چهار ميل است . از محمد بن داود آوردهاند كه آنها در صحرا از سمت مشرق برفتند تا به نزد آب موسوم به سلمان رسيدند كه ميان آنها و سواد ، بيابانى فاصله بود . زكرويه كه آهنگ حج گزاران داشت آنجا در انتظار كاروان نخستين بماند . شش يا هفت روز